Showing posts with label گلدن گلاب. Show all posts
Showing posts with label گلدن گلاب. Show all posts

نقدی بر جدایی نادر از سیمین.اینکه چرا مقبول افتاد و اینکه چرا میگوییم فیلم خوبی است


این فیلم در این مدت از چند منظر مورد توجه قرار گرفته است که فقط یکی از آن‌ها هنری و سینماییست و بقیه در قالب هنری نمی‌گنجد اما قابل توجه است پس اول اونارو می‌گم و بعدش نکات فنی و سینمایی رو.
یکی جبهه گیری عده کثیری از مردم در‌‌ همان ابتدای ظهور فیلم است. دیدیم که در‌‌ همان ابتدا این فیلم در نقطه مقابل اخراجی‌های ده نمکی قرار گرفت و بخشی از جامعه برای اینکه به آن قسمت از سینما که بیشتر حکومتی و نظر کرده است تا سینمایی و هنری نه گفته باشند در نقطه مقابلش ایستادند و فیلم فرهادی را از‌‌ همان ابتدا برای اعتراض به سینمای دولتی و گزینشی انتخاب کردند که البته نظرات و انتخابهای زیادی هم مبتنی بر چهارچوبهای سینما در بین نظرات سیاسی وجود داشت که لابلای جبهه گیری‌های سیاسی گم شد. منظر دیگر اقبال خارجی فیلم و گرفتن جوایز مختلف از جشنواره‌ها و محافل سینمایی مختلف است که به نظر من در اینجا نگاه‌ها کاملا سینمایی و به دور از سیاسی گرایی‌های صرف است که اگر چنین نبود تا کنون اعتباری برای این کانون‌ها و جشنواره‌ها در محافل سینمایی بین المللی حاصل نشده بود. ممکن است فیلمی که از منظر سینمایی فیلم خوبی محسوب شود بعلاوه چاشنی‌های سیاسی و غیره گردد اما ممکن نیست که فیلمی بدون لیاقتهای سینمایی و تنها از منظر سیاسی در این محافل سینمایی مقبول افتد و حتی جایزه نخست را هم از آن خود کند! یعنی اینکه در ابتدا توجیه سینمایی‌ای بایستی پشت اثر باشد و فیلم از نظر هنری حرفی برای گفتن داشته باشد تا حالا بعد از آن شاید و تنها شاید از منظر دیگری هم به فیلم توجه شود. درضمن فراموش نباید کرد که فیلم «جدایی» اصلا فیلمی سیاسی‌ای نیست و نگاهی کاملا اجتماعی دارد. حالا به اینجا می‌رسیم که دادن جایزه به این فیلم از طرف هیئت داوران هر کدام از این محافل بر مبنای چه قابلیت‌های هنری بوده که خب در اینجا بایستی بگویم با کمی جستجو و کنکاش می‌توان نقدهایی که از طرف منتقدان خارجی و ایرانی بر این فیلم نوشته شده و دلایلی که ارائه شده را مطالعه کرد که خب من از آن‌ها بی‌اطلاع هستم.
بعد سوال دیگر این است که در میدان رقابت آیا عدالت رعایت شده و جایزه به حق به «جدایی» داده شده یا خیر که خب برای نظر دادن در مورد این سوال هم بایستی اول تمام فیلم‌های کاندید شده را دید و بعد بی‌طرفانه و بدور از جانبداری‌های ملی، سیاسی و... نظر داد که جایزه حق فیلم فرهادی بوده یا که خیر. خود من ممکن است با دیدن هر کدام از فیلمهای دیگر حاضر در جشنواره و 
شایسته‌تر دیدن آن‌ها جایزه را حق یکی از آن‌ها بدانم که خب این سلیقه شخصی من خواهد بود و نه سلیقه و دیدگاه هیئت داوران. منظر دیگر که در این مدت بعد از دریافت گلدن گلوب شاهدش بودیم جانبداری‌ها خوشحالی‌ها و اغراق‌های ملی گرایانه ایرانی‌های داخل و خارج از کشور بود که دلایلش بیشتر سیاسی و پیرو‌‌ همان دیدگاهی بود که جدایی نادر از سیمین را (به دلایل فراوان) در روبروی سینمای قدر دیده حکومتی گذارده بودند در اینجا شاهد این بودیم که آن‌ها که از سینما چندان اطلاعات و سر رشته‌ای ندارند و حتی آن‌ها که از فیلم و سینما خوششان نمی‌آید و اهلش نیستند هم به طرز زایدالوصفی از موفقیت این فیلم سرخوش و شاد بودند که البته هرچند من خودم به شخصه چنین نگاهی به هنر را نمی‌پسندم و معتقدم هنر بایستی فارغ از نگاه ملی یا سیاسی و صرفا از منظرهنری قدر ببیند اما خب خشنودی و سرخوشی جمعی مردم را هم نفی نمی‌کنم حتی اگر تنها به دلایل ملی گرایانه باشد (این هم به دلایل زیاد). البته اغراق و زیاده روی را هم درست و منطقی نمی‌دانم. حالا می‌رسیم به اینکه چه فاکتور‌های فنی هنری و سینمایی‌ای در فیلم وجود دارد که می‌گوییم «جدایی» فیلم خوبی است
من شب قبل از شروع گلدن گلاب نقد کوتاهی بر فیلم نوشتم و اینکه چرا می‌گویم فیلم خوبی است را خیلی کوتاه توضیح دادم که حالا همون نظرم رو با کمی توضیحات بیشتر در اینجا تکرار می‌کنم فیلم جدایی نادر از سیمین داستان ساده و روانی دارد خلاصه، جمع و جور و کم خرج و بی‌ادعاست فیلم به دور از زیاده گویی‌ها و اغراق‌های سینمایی معمول به روایت داستانی خطی که بایستی شروع و پایان مشخصی داشته باشد می‌پردازد داستان فیلم حول محور جدایی دو کاراک‌تر نادر و سیمین که شخصیت اصلی داستان هستند بنا شده است سکانس ابتدایی فیلم این دو کاراک‌تر و ماجرای کلی فیلم که درعنوان فیلم هم بدان اشاره شده را به طور تمام و کمال معرفی می‌کند در‌‌ همان سکانس این دو شخصیت دیدگاه‌شان علایقشان دغدغه‌هایشان و هر چه که لازم است ازشان بدانیم را خیلی مختصر و مفید در قالب یک دیالوگ ابراز می‌کنند شخصیت‌پردازی دو کاراک‌تر اصلی فیلم درعین سادگی به زیبایی در دیالوگی خلاصه می‌شود و تماشاگر را به شناخت کامل از این دو می‌رساند. کارگردان تماشاگر (که در اینجا دوربین است) را در مسند قاضی در اتاقی در دادگستری می‌نشاند و تماشاگر در می‌یابد که در ادامه بایستی قاضی دادگاه جدایی نادر و سیمین باشد فکت‌های ماجرا از ابتدا در‌‌ همان دیالوگ نادر و سیمین به تماشاگر داده می‌شود و کارگردان موفق می‌شود در غالب‌‌ همان یک سکانس اول تماشاگر را درگیر قضاوت بین دو کاراک‌تر اصلی فیلمش کند.
ماجرا به ظاهر ساده است زوجی به دلایلی معلوم در آستانه جدایی هستند شواهد حکایت از این دارند که قرار نیست چیزی فرا‌تر از آن هم باشد چرا که عنوان فیلم هم همین را می‌گوید اما با ادامه روند داستان جزییات و شخصیت‌ها با ظرافت، صحنه به صحنه چنان اضافه می‌شوند که ابعاد اخلاقی داستان را تغییر می‌دهند با ورود دیگر شخصیت‌ها داستان‌های فرعی به طور موازی در کنار داستان اصلی شروع به شکل گیری می‌کنند به تماشاگر تفهیم می‌شود که قرار است بر ماجراهای بیشتر و پیچیده تری به قضاوت بنشیند تک تک شخصیت‌ها به تفکیک اول در ماجرای اصلی فیلم و دوم در تقابل با یکدیگر و سوم در تقابل با خودشان، باور‌هایشان، عقایدشان، مذهب و اخلاقیات و چهارم و در حالت کلیتر همه آن‌ها با جامعه در گیرند. پیچیدگی‌های داستان با ورود خانواده پرستار حتی به اختلاف طبقاتی و متعاقب آن اختلافات اخلاقی و رفتاری در طبقات متفاوت از یک جامعه نیز نقب می‌زند طبقه روشنفکر که حتی برای دعواهای خانوادگی هم از صدای بلند پرهیز می‌کند حالا در مواجهه با طبقه فرودست دچار مشکل می‌شود و درمی یابد ادبیاتش برای زدن حرفش جوابگو نیست گویی طبقات مختلف جامعه حرف یکدیگر را نمی‌فه‌مند و درک نمی‌کنند و بد‌تر از آن قانون هم بعنوان یک نهاد ناظر و نهایی حرف هیچکدام را نمی‌فهمد گویی همه افراد حاظر در ماجرا قرنهاست که تنها هستند و حرفشان شنیده نمی‌شود فیلم که در سطح روایت به ظاهر ساده است اما از لحاظ روانی، اخلاقی و اجتماعی پیچیده می‌نماید. کارگردان همه این تقابل‌ها و ظرافت‌ها را در قالب خورده روایتهایی در کنار داستان اصلی می‌نشاند و به طور موازی به آن‌ها شکل می‌دهد پرداخت شخصیت‌ها چنان به جا و به اندازه (نه زیاد و نه کم) است که تماشاگر از داستان اصلی نه تنها دور نمی‌شود بلکه با کنجکاوی به تماشای خورده داستانک‌ها و ظرافت‌ها می‌نشیند و در می‌یابد که برای قضاوت بایستی تمام جوانب را بررسی کند و به اصطلاح زود به قاضی نرود تا حداقل او بتواند حق را به حقدار بدهد کارگردان به طرز قابل توجه‌ای طرف هیچکس را نمی‌گیرد حتی در مقابل به همه اشان در آن واحد به یک اندازه حق می‌دهد آن‌ها همه در دام غرور، وجدان، اخلاق، مذهب، پول و شرافت گرفتارند فیلم کاملا قضاوت را بر عهده مخاطب می‌گذارد و این نگاه بی‌طرف را از‌‌ همان سکانس ابتدایی وقتی که نادر و سیمین را رو به دوربین و شما را درنقش قاضی رو به آن‌ها می‌نشاند می‌سازد و تا پایان هم حفظش می‌کند حتی در آخر هم با آن پایان باز و ظریفش قضاوت را به بعد و پس از بیرون آمدن از سالن سینما موکول می‌کند و تماشاگر را با این نکته که هیچکدام از شخصیت‌ها بیگناه نیستند هیچکدام گناهکار هم نیستند می‌توان به همه حق داد می‌توان هم حق نداد به خانه می‌فرستد هنر کارگردان این است که خود را در فیلمش پنهان می‌کند شما در هیچ صحنه‌ای از فیلم یادی از کارگردان نمی‌کنید حتی به او فکر هم نمی‌کنید فیلم از نظر بازنمایی چندین روایت مختلف از یک اتفاق معین کاملا پیچیده و موثر است. بازیهای باور پذیر از تیم بازیگری قوی با استانداردهای کاملا بالا‌تر از سطح فعلی سینمای ایران و نزدیک به سینمای جهانی شامل دو بازیگر کودک و نوجوان و فیلمبرداری روی دست با تصاویری دقیق و خودمانی (فیلم در سرتاسرش فاقد لانگ شات است که این کاملا باعث می‌شود تماشاگر غرق در فیلم شود و خود را مابین شخصیت‌ها و داستان ببیند و از این بابت به هدفش کاملا نایل می‌آید) بی‌آنکه ذره‌ای پر تحرک جلوه کند کمک می‌کند بر فیلم مهر تائید زده شود و در سرزمینهای گوناگون به رسمیت شناخته شود و قدر ببیند فیلم جدایی نادر از سیمین واکاوی موقعیتی تراژیک و تلاش برای نمایش بحرانهای اخلاقی و اجتماعیست و در بیان آنچه که قصدش را دارد موفق عمل کرده است و از این بابت فیلم بسیار خوبی محسوب می‌شود.