وقتی اولویت حضور پلیس جای دیگری به غیر از محل انجام وظیفه اش باشد

امروز بعد از یه سفر چهار روزه هفت ساعت توی جاده رانندگی کردم تقریبا از ساعت دوازده ظهر تا حدودای هفت بعداظهر. من بارها توی این مسیر رانندگی کردم ولی این دفعه یه چیزی با بقیه دفعات فرق داشت...چیزی که به شدت نظرم رو به خودش جلب کرد و در واقع دلیل نوشتن این پست شد این بود که توی این مسیر هفت ساعته حتی یک ایست بازرسی نبود! و تمام پست های ایست بازرسی به شکل عجیبی انگار که به تعطیلات رفته بودن چون یا اصلا ماموری در پست ها وجود نداشت یا نهایتا یک سرباز وظیفه مشغول چرت زدن بود! عجیب تر از این عدم وجود پلیس راهنمایی و رانندگی در کل طول مسیر بود انگار که همه دست جمعی رفته بودن پیک نیک!من با اطمینان میگم که حتی یک خودروی کنترل ترافیک هم مشاهده نکردم! اوضاع جاده هم به شدت بد و نا ایمن بود چون برادران عزیز راننده کامیون هم متوجه این مورد شده بودن و حسابی جاده رو تبدیل به نمونه ملموسی از شهر بی کلانتر و هفت تیر کشی قورباغه کرده بودن! نمیدونم چرا ایمنی جاده و جون مردم همینطور به امان خدا رها شده بود و مامورین راه کجا بودن! ولی میدونم که امروز بیست و دوم بهمن هزاروسیصدونودویک بود و جاده ها و گردنه های بین شهری همه بوی مرگ میدادن!

بهترین وبسایتهای سال 2012 از نگاه تایم


همیشه با پایان سال لیست های مختلفی از طرف منابع مختلف از بهترین های سال در زمینه های مختلف منتشر میشه که بعضی از این لیستها واقعا مفید و کاربردی هستند و بعضی ها هم جنبه سرگرم کننده دارن در هر صورت همیشه دیدن و بررسی این لیستهای تاپ آف فلان :) خالی از لطف نبوده و علاقه مند های خودش رو داشته هرچند بعضی از ما ممکنه با قرار گرفتن بعضی از این عناوین در لیست بهترین ها موافق نباشیم یا به نظرمون فلان محصول باید در لیست قرار میگرفت که نگرفته و جاش خالیه ولی باید توجه کرد که این بهترینها از دید عده ای آدمیزاد مثل خود ما انتخاب شدن و حتی با رعایت تمام جوانب باز هم ممکنه نتونن تمام حق مطلب رو ادا کنند حالا با این مقدمه بد نیست نگاهی بندازیم به لیست بهترین وبسایتهای سال 2012 که توسط تایم منتشر شده و واقعا لیست خوب و پر و پیمونیه لیست وبسایتها رودر زمینه های مختلفی از قبیل tools-entertainment-education-social-games-shoping دسته بندی کرده که باید بگم خیلی کار خوبی کرده :) من خودم که لیست رو چک میکردم بعضی از این وبسایتها رو نمیشناختم و بعضیها شون رو فقط اسمشون رو شنیده بودم و از این نظر مفید بود کلی وبسایت بهم معرفی شد که حتما بدردم میخوره البته خیلی ها هم بودن که میشناختم و استفاده میکردم که با دیدنشون توی لیست بهترینهای تایم یجورایی حال کردم از اینکه دارم از بهترین سرویسهای آنلاین دنیا استفاده میکنم شما هم حتما نگاهی به لیست بندازید امیدوارم واستون مفید باشه یا حداقل بتونه سرگرمتون کنه :) توی این آدرس میتونید به لیست دسترسی داشته باشید.



TIME

Let Us Move On - Dido release a track of new 2013 album



دایدو dido خواننده و ترانه سرای انگلیسی یکی از خواننده های مورد علاقمه صدای نرم و آرومش رو دوست دارم همینطور کاراکتر خاص و متینش رو،دایدو ضمن اینکه زیبایی ظاهری خاص و دوست داشتنی ای داره اصلا به دنبال نشون دادن این بخش قضیه(کاملا برعکس خواننده های مونث عصر حاضر)نیست و همیشه کاملا توجه اش رو معطوف به ارائه موسیقی و آواز خودش کرده و همینم باعث شده بتونه به استایل و سبک کاملا منحصر به فردش خودش برسه و از این بابت قابل احترامه.دایدو بعد از سال 2008 که آخرین آلبوم استودیوییش به اسم Safe Trip Home رو و ارائه کرد مجموعه ریمیکسی به اسم Everything to Lose رو هم در سال 2010 منتشر کرد و اگر مجموعه ریمیکس رو در نظر نگیریم چهار سالی میشه که کار جدیدی از دایدو منتشر نشده بود و طرفدارهاش تنها میتونستن شنونده کارهای قدیمی باشن و البته مشتاق برای آلبوم جدید از این صدای دوست داشتنی البته اینجا باید اشاره کنم به آلبوم
 Ten Years On-A Collection of Songs In Remembrance of September 11th 2001 که در واقع مجموعه ای بود شامل نونزده تراک که برای یادبود واقعه یازدهم سپتامبر و به مناسبت دهمین سالگردش تحت همین عنوان در August 31, 2011 منتشر شد و آهنگ پانزدهمش کار مشترکی بود از دایدو و A.R. Rahman
با نام if i rise که در کنار آهنگهای منتخبی از بزرگانی همچون ینک فلوید جانی کش توری آموس جان لنون باب دیلان و ... در این مجموعه قرار گرفته بود و از این منظر در کارنامه هنری دایدو خیلی قابل اهمیت بود.حالا بعد از یه مقدمه ای که نسبتا طولانی شد و باید ببخشید در نهایت خبر خوب اینه که دایدو به استودیو بازگشته و قراره که آلبوم آینده ش که پنجمین آلبوم زندگی حرفه ای اش هست رو طبق برنامه ریزی های انجام گرفته در ژانویه 2013 بر روی آیتونز قرار بده اسم آلبوم “Girl Who Got Away” هستش که شامل یازده ترانه خواهد بود این آلبوم رو دایدو از طریق توییتر رسمیش تایید کرده و در ادامه تایید توییتری هم یه تک آهنگ از این آلبوم رو روی آیتونز توییت...نه ببخشید آپلود کرده که خیلی هم آهنگ خوشگلیه و کاملا انتظارات رو برآورده میکنه تو این آهنگ صدای زیبای دایدو رو در کنار صدای خواننده آمریکایی هیپ هاپ Kendrick Lamar خواهید شنید که همکاری خوبی هم از آب در اومده.این آهنگ که اسمش هست Let Us Move On رو میتونید از اینجا دانلود کنید و به گوش جان نیوش کنید یه Lyric Video هم برای این آهنگ منتشر شده که اون رو هم در اینجا قرار میدم تا ببینیدش اگه دوست داشتید که قطعا خواهید داشت.بد نیست یه سر هم به سایت رسمی دایدو بزنید(روی عکس بالا کلیک کنید)سایتش هم مثل خودش ساده و بی ادعاست صفحات سایت به چهارتا تب که به پروفایلهای دایدو توی یوتیوب و توییتر و اینستاگرام و فیسبوک لینک شده محدود شده کاملا مختصر و مفید :)




موتور جستجویی برای جستجوی افراد

برید به این آدرس pipl.com و توی باکس جستجوی گوگل مانندش خودتون یا دوستتون یا هر شخص دیگه ای رو که خواستید به اسم واقعی یا یوزنیم و آیدی ای که معمولا استفاده میکنید و میکنند یا حتی با شماره تلفن! سرچ کنید فقط مواظب باشید نتایج جستجو رو که دیدید از تعجب شاخ در نیارید!سایت یه موتور جستجوی مختص افرادِ که خیلی قوی هم تشریف داره.اگه زیاد وبگردی میکنید و توی سرویسهای آنلاین مختلفی عضو هستید نتایج جستجو قطعا شوکه تون میکنه!من که شخصا با سرچ اسم و یوزرنیم خودم و دیدن پنجاه و شش مورد شناسایی حسابی شوکه شدم!جدا از پیدا کردن تمام پروفایلهای آنلاینم یه سری توییت هایی که اصلا یادم نبود(البته با دیدنشون یادم اومد و راستش لذت بخش هم بود این یادآوری)رو هم توی نتایج جستجو ایندکس کرد که البته نمیدونم انتخابهاش رو روی چه اصولی انجام داد که از بین اون همه توییت اون چندتا رو انتخاب کرد و توی نتایجش نمایش داد! خلاصه تجربه جالبیه که میتونه تا حدودی سرگرم کننده هم باشه ضمن اینکه استفاده های مفید و کاربردی ای هم میشه ازش کرد مثلا اگه دنبال یه دوست قدیمی میگردین و جستجو توی گوگل و شبکه های اجتماعی ای که میشناسید یا خودتون عضو هستید تا الان نتیجه ای در بر نداشته این سرویس میتونه خیلی کمکتون کنه و کل فضای وب رو بدنبال شخص مورد نظرتون بگرده سایت محلی رو هم برای وارد کردن اطلاعات تکمیلی علاوه بر اسم و شماره تلفن در نظر گرفته که شامل لوکیشن و ایمیل و ... افراد میشه که در صورت دونستن و وارد کردن هر کدوم فرآیند جستجوی سریع تر و دقیق تری خواهید داشت.امتحانش کنید اگه دنبال کسی میگردید امیدوارم بیابیدش و اگر هم به قصد سرگرمی و تفریح به pipl.com میرید امیدوارم بهتون خوش بگذره


اصلاح ناخوانا بودن فونت زیر نویس فارسی



اگه از علاقه مندان سینما باشید و اهل پر کردن اوقات فراغتتون با دیدن فیلم ها و سریال های مختلف باشید حتما پیش اومده که گاهی وقتها زیرنویس فارسی فیلم یا سریالی که برای دیدن انتخاب کردید با فونتی ناخوانا و عجیب دیده میشه شاید مدت ها کلنجار رفتن با منوها و زیر منوهای نرم افزار پلیرتون هم بیفایده بوده و دست آخر یا کلا بیخیال دیدن فیلم شدید و یا عطای زیرنویس رو به لقاش بخشیدید و فیلمتون رو بدون زیرنویس فارسی تماشا کردین و کلی از جزییات دیالوگها و در بعضی موارد حتی داستان فیلم رو از دست داده باشین! خب توی این پست چند روشی که میتونه این مشکل رو برطرف کنه و لذت دیدن فیلم با زیرنویس فارسی خوانا و بدون مشکل رو فراهم کنه مرور میشه

خلاق باش تا کامروا باشی


مطمئنا کسی رو پیدا نخواهیم کرد!که تبلیغات رو بیهوده بدونه و منکر قدرت تبلیغات در کامیابی و عدم کامیابی هر محصول قابل عرضه ای بشه،تبلیغات میتونه یه محصول رو چنان در برابر چشم بیننده هایلایت کنه که استفاده از اون کالا رو برای بار اول تجربه کنه و از این منظر تبلیغات میتونه دریچه جدیدی رو در برابر افراد باز کنه در این بین در کنار فاکتور مهم صداقت که در تبلیغ یک محصول بایستی وجود داشته باشه فاکتور خیلی مهم دیگه اسمش خلاقیت در ارائه تبلیغه که میتونه برگ برنده اون ایده تبلیغاتی باشه تا جایی که خلاقیت در تبلیغ محتوی ارائه شده در صنعت تبلیغات کاملا یک الزام شناخته میشه و یک محصول بدون خلاقیت در تبلیغات برای ارائه خودش کاملا در دنیای برندینگ امروز گم خواهد بود من شخصا این تبلیغات خلاقانه و پویا که پیام تبلیغاتی نهفته در خودشون رو گاهی حتی در حد و اندازه های یه اثر هنری به نمایش میگذارن رو دوست دارم و یجورایی دیدن و بررسی کردنشون از علاقمندی هام به شمار میاد طوری که در صورت وجود خلاقیت و نوع آوری بصری در تبلیغ محصولی حتی اگه از اون محصول استفاده نکنم و اصلا لازمش نداشته باشم هم از دیدن جنبه های بصری به کار رفته در تبلیغاتش لذت میبرم. این مقدمه رو گفتم تا در ادامه چند تا از این مدل تبلیغات خلاقانه رو که بهشون برخوردم و از دیدن خلاقیت بکار رفته درشون لذت بردم رو اینجا معرفی کنم پس مقدمه رو تمومش میکنم و تعدادی از این آثار رو همراه با توضیح مختصری درباره اون اثر در این پست به اشتراک میگذارم.

A Perfect Circle - The Outsider Live On Jay Leno


اجرای زنده بی نقص و فرازمینی ترانه the outsider از گروه a perfect circle انرژی ای که یک به یک اعضای گروه مخصوصا مینارد خواننده گروه توی این آهنگ و اجرای زنده میدمن فوق العادست تمام و کمالِ نهایته.مینارد از درون وجودش چنان عمیق و پر تلاطم و پرشور و از نظر تکنیکهای خوانندگی چنان پیچیده آواز این ترانه رو اجرا میکنه که انرژی صداش بقیه اعضای گروه رو و همینطور بیننده رو به نهایت وجد و هیجان ممکن که بتونه از یه آهنگ عایدشون بشه میرسونه...توصیه با دقت و موشکافانه دیدن این ویدیو رو رسالت خودم میدونم که در حقتون انجام میدم و بهتون تقدیمش میکنم ببینید و از انرژی بمیرید.


Django...The D is silent


تریلر میخکوب کننده فیلم Django Unchained که در دسامبر امسال قراره اکران بشه حکایت از این داره که باید انتظار یه چیز مخصوص رو بکشیم فقط یه نگاه به لیست بازیگران حاضر در فیلم واسه انتظار اکرانش رو کشیدن کافیه حالا اضافه کن برادر کویینتین تارانتینو عزیز رو به ماجرا...بله تارانتینو می آید...من که منتظرم و از همین الان معکوس میشمارم واسش...




tinytube سایتی مشابه یوتیوب ولی مختص کودکان


TinyTube.com نام وبسایتی برای کودکان است که دارای محتوای ویدئویی با دسته بندی آموزشی،موزیک،انیمیشن،سرگرمی،اسباب بازی و حیوانات میباشد در طراحی سایت کاملا فاکتورهایی از قبیل رنگهای شاد و زنده تصاویر کارتونی مهیج و نحوه استفاده آسان از سایت که میتونه کاملا به جذب کودکان کمک کنه رعایت شده پس اگر برادر و خواهر یا فرزند کوچیک دارید یا در دوستان و آشنایان بچه هایی که علاقمند به اینترنت و تماشای ویدیو هستند سراغ دارید حتما این سایت رو معرفی کنید همه ویدیوهای سایت کنترل شده و مناسب کودکان هستند با خیال راحت معرفی یا استفاده کنید.



قلم بزن اگر چه میدونم هوا سمیه

نوشته های يه نويسنده رو نبايد شخصي انگاشت هرچند كه هميشه از شخص خودش تراوش کرده باشه،به جریان و داستان خاصی نباید تعمیم داد هرچند که به جریان و داستان خاصی مربوط بشه،فقط نویسندگی نویسنده رو از نگاه ادبیات بکاویم نویسنده رو برای نوشتن هر چه که خوشایندمون نیست سیبل نکنیم،نویسنده نویسندست و باید بنویسه خواه یه رمان بلند خواه فلسفه وجودی یه ذره کوچیک توی این دنیای بلبشو خواه دو بیت شعر و خواه دو خط هذیون.نویسنده نویسندست نویسنده رو بذارین بنویسه...همین

ترمیناتور میشویم؟


تکنولوژی روز به روز بیشتر و بیشتر تخیل رو در روزمرگی وارد میکنه و ابزارهای فراتر از تصور رو عینی و ملموس در اختیارمون میذاره،اگه زمانی تنها ربات نابودگر در فیلم ترمیناتور میتوانست عینکی با قدرت پردازشی یک کامپوتر روی چشم بزاره و همه چیز رو تجزیه و تحلیل کنه امروز هر کسی میتونه همونطور که توی خیابون مشغول راه رفتن به سمت محل کارش یا کافی شاپ خیابونه بالاییه با عینکش وبگردی کنه،ایمیلهاش رو چک کنه یا حتی فیلمهای سه بعدی با سایز تصویر هشتاد اینچی تماشا کنه امروز تکنولوژی من و شما رو به ترمیناتور تبدیل میکنه شاید یه روزی به کمک تکنولوژی جیوه ای و پنهان و نامیرا هم شدیم اما حالا اجالتا تااون روز برسه یه سر به فروشگاه های آنلاین بزنین و اگه میخواین عینک جناب آرنولد شوارزنگر رو داشته باشید اون رو سفارش بدید چرا که اپسون اینکار رو برامون انجام داده و اندروید پوشیدنی معرفی کرده! عینکی مولتی مدیا که با سیستم عامل اندروید کار میکنه و امکاناتی از قبیل شبیه سازی تماشای تصویر ۸۰ اینچی۳ بعدی،اجرای برنامه ها،بازی،ایمیل و مرور وب داره حافظه داخلیش یک گیگابایته و از حافظه جانبی هم پشتیبانی میکنه اینترنت بی‌سیم داره و در ضمن صدای فراگیر دالبی هم از امکانات هیجان انگیزشه عمر باتریش هم گفته شده که تا شش ساعت رو جواب میده...دیگه مولتی مدیا و وب بر روی چشم میتونید برید تا سر خیابون روزنامه بخرید و برگردید!اما راستی روزنامه دیگه برای چیه وقتی که میشه صفحات روزنامه ها رو توی عینک هشتاد اینچیمون بخونیم؟



ﺍﭘﻠﻴﮑﻴﺸﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻧﻮﻳﺴﯽ



فارسی نویس یه اپلیکیشن واسه کساییه که به فینگلیش تایپ کردن عادت دارن و نمیتونن عادت بدشون رو ترک کنن! از اون طرف هم دوست ندارن که رو اعصاب بقیه باشن و با نوشته های فینگلیسی چشم و چار ملت رو آب هویج لازم کنن! ﺧﻴﻠﯽ ﻣﻔﻴﺪ ﻫﺴﺘﺶ.یا حتی میتونه واسه اونایی مفید باشه که موبایلشون کیبرد فارسی نداره و ناچارن فینگلیسی رو تحمل کنن.برنامه این امکان رو میده که کاربر فینگلیسی بنویسه ولی درجا به فارسی تبدیلش کنه و بعدش متن فارسی رو بجای فینگلیش هر جا خواست آپلود کنه یا مسیج و ایمیل بزنه اینجوری دیگه فقط خود کاربر با فینگلیسی درگیر خواهد بود و برنامه بقیه رو نجات میده.میتونید روی لینک زیر کلیک کنید و فارسی نویس رو برای اندروید از فروشگاه اپلیکیشن گوگل به رایگان دانلود کنید.
  

                                                                         
                                                                            

تنگه ای که چندان تنگ نیست


اینجاست.دقیقا همینجا.جایی که گفته میشه تنگه خیلی هم تنگه!عده ای میخوان از اینجا رد بشن و عده ای دیگه میگن اینجا تنگه نمیشه رد بشین اونا میگن ما یه عمره که داریم رد میشیم بازم رد میشیم اینا میگن ما که بهتون میگیم رد نشین تنگه اونا میگن ما رد شدن از اینجا رو خوب بلدیم اینا میگن ما نصیحت کردن رو خوب بلدیم و میگیم رد نشین تنگه.خلاصه اینکه اینجا تنگه خیلی هم تنگه وجالبِ که با اینکه اینجا تنگه باز هم سالهاست که همه میان و رد میشن احتمالا از بس که بارها و بارها همه اومدن و از اینجا رد شدن دیگه تنگ نیست و گشاد شده!حالا تنگ یا گشاد فرقی نمیکنه مهم اینه که همه بتونن رد بشن و کسی به کسی گیر نکنه!
تنگه قشنگیه نه؟






نقدی بر جدایی نادر از سیمین.اینکه چرا مقبول افتاد و اینکه چرا میگوییم فیلم خوبی است


این فیلم در این مدت از چند منظر مورد توجه قرار گرفته است که فقط یکی از آن‌ها هنری و سینماییست و بقیه در قالب هنری نمی‌گنجد اما قابل توجه است پس اول اونارو می‌گم و بعدش نکات فنی و سینمایی رو.
یکی جبهه گیری عده کثیری از مردم در‌‌ همان ابتدای ظهور فیلم است. دیدیم که در‌‌ همان ابتدا این فیلم در نقطه مقابل اخراجی‌های ده نمکی قرار گرفت و بخشی از جامعه برای اینکه به آن قسمت از سینما که بیشتر حکومتی و نظر کرده است تا سینمایی و هنری نه گفته باشند در نقطه مقابلش ایستادند و فیلم فرهادی را از‌‌ همان ابتدا برای اعتراض به سینمای دولتی و گزینشی انتخاب کردند که البته نظرات و انتخابهای زیادی هم مبتنی بر چهارچوبهای سینما در بین نظرات سیاسی وجود داشت که لابلای جبهه گیری‌های سیاسی گم شد. منظر دیگر اقبال خارجی فیلم و گرفتن جوایز مختلف از جشنواره‌ها و محافل سینمایی مختلف است که به نظر من در اینجا نگاه‌ها کاملا سینمایی و به دور از سیاسی گرایی‌های صرف است که اگر چنین نبود تا کنون اعتباری برای این کانون‌ها و جشنواره‌ها در محافل سینمایی بین المللی حاصل نشده بود. ممکن است فیلمی که از منظر سینمایی فیلم خوبی محسوب شود بعلاوه چاشنی‌های سیاسی و غیره گردد اما ممکن نیست که فیلمی بدون لیاقتهای سینمایی و تنها از منظر سیاسی در این محافل سینمایی مقبول افتد و حتی جایزه نخست را هم از آن خود کند! یعنی اینکه در ابتدا توجیه سینمایی‌ای بایستی پشت اثر باشد و فیلم از نظر هنری حرفی برای گفتن داشته باشد تا حالا بعد از آن شاید و تنها شاید از منظر دیگری هم به فیلم توجه شود. درضمن فراموش نباید کرد که فیلم «جدایی» اصلا فیلمی سیاسی‌ای نیست و نگاهی کاملا اجتماعی دارد. حالا به اینجا می‌رسیم که دادن جایزه به این فیلم از طرف هیئت داوران هر کدام از این محافل بر مبنای چه قابلیت‌های هنری بوده که خب در اینجا بایستی بگویم با کمی جستجو و کنکاش می‌توان نقدهایی که از طرف منتقدان خارجی و ایرانی بر این فیلم نوشته شده و دلایلی که ارائه شده را مطالعه کرد که خب من از آن‌ها بی‌اطلاع هستم.
بعد سوال دیگر این است که در میدان رقابت آیا عدالت رعایت شده و جایزه به حق به «جدایی» داده شده یا خیر که خب برای نظر دادن در مورد این سوال هم بایستی اول تمام فیلم‌های کاندید شده را دید و بعد بی‌طرفانه و بدور از جانبداری‌های ملی، سیاسی و... نظر داد که جایزه حق فیلم فرهادی بوده یا که خیر. خود من ممکن است با دیدن هر کدام از فیلمهای دیگر حاضر در جشنواره و 
شایسته‌تر دیدن آن‌ها جایزه را حق یکی از آن‌ها بدانم که خب این سلیقه شخصی من خواهد بود و نه سلیقه و دیدگاه هیئت داوران. منظر دیگر که در این مدت بعد از دریافت گلدن گلوب شاهدش بودیم جانبداری‌ها خوشحالی‌ها و اغراق‌های ملی گرایانه ایرانی‌های داخل و خارج از کشور بود که دلایلش بیشتر سیاسی و پیرو‌‌ همان دیدگاهی بود که جدایی نادر از سیمین را (به دلایل فراوان) در روبروی سینمای قدر دیده حکومتی گذارده بودند در اینجا شاهد این بودیم که آن‌ها که از سینما چندان اطلاعات و سر رشته‌ای ندارند و حتی آن‌ها که از فیلم و سینما خوششان نمی‌آید و اهلش نیستند هم به طرز زایدالوصفی از موفقیت این فیلم سرخوش و شاد بودند که البته هرچند من خودم به شخصه چنین نگاهی به هنر را نمی‌پسندم و معتقدم هنر بایستی فارغ از نگاه ملی یا سیاسی و صرفا از منظرهنری قدر ببیند اما خب خشنودی و سرخوشی جمعی مردم را هم نفی نمی‌کنم حتی اگر تنها به دلایل ملی گرایانه باشد (این هم به دلایل زیاد). البته اغراق و زیاده روی را هم درست و منطقی نمی‌دانم. حالا می‌رسیم به اینکه چه فاکتور‌های فنی هنری و سینمایی‌ای در فیلم وجود دارد که می‌گوییم «جدایی» فیلم خوبی است
من شب قبل از شروع گلدن گلاب نقد کوتاهی بر فیلم نوشتم و اینکه چرا می‌گویم فیلم خوبی است را خیلی کوتاه توضیح دادم که حالا همون نظرم رو با کمی توضیحات بیشتر در اینجا تکرار می‌کنم فیلم جدایی نادر از سیمین داستان ساده و روانی دارد خلاصه، جمع و جور و کم خرج و بی‌ادعاست فیلم به دور از زیاده گویی‌ها و اغراق‌های سینمایی معمول به روایت داستانی خطی که بایستی شروع و پایان مشخصی داشته باشد می‌پردازد داستان فیلم حول محور جدایی دو کاراک‌تر نادر و سیمین که شخصیت اصلی داستان هستند بنا شده است سکانس ابتدایی فیلم این دو کاراک‌تر و ماجرای کلی فیلم که درعنوان فیلم هم بدان اشاره شده را به طور تمام و کمال معرفی می‌کند در‌‌ همان سکانس این دو شخصیت دیدگاه‌شان علایقشان دغدغه‌هایشان و هر چه که لازم است ازشان بدانیم را خیلی مختصر و مفید در قالب یک دیالوگ ابراز می‌کنند شخصیت‌پردازی دو کاراک‌تر اصلی فیلم درعین سادگی به زیبایی در دیالوگی خلاصه می‌شود و تماشاگر را به شناخت کامل از این دو می‌رساند. کارگردان تماشاگر (که در اینجا دوربین است) را در مسند قاضی در اتاقی در دادگستری می‌نشاند و تماشاگر در می‌یابد که در ادامه بایستی قاضی دادگاه جدایی نادر و سیمین باشد فکت‌های ماجرا از ابتدا در‌‌ همان دیالوگ نادر و سیمین به تماشاگر داده می‌شود و کارگردان موفق می‌شود در غالب‌‌ همان یک سکانس اول تماشاگر را درگیر قضاوت بین دو کاراک‌تر اصلی فیلمش کند.
ماجرا به ظاهر ساده است زوجی به دلایلی معلوم در آستانه جدایی هستند شواهد حکایت از این دارند که قرار نیست چیزی فرا‌تر از آن هم باشد چرا که عنوان فیلم هم همین را می‌گوید اما با ادامه روند داستان جزییات و شخصیت‌ها با ظرافت، صحنه به صحنه چنان اضافه می‌شوند که ابعاد اخلاقی داستان را تغییر می‌دهند با ورود دیگر شخصیت‌ها داستان‌های فرعی به طور موازی در کنار داستان اصلی شروع به شکل گیری می‌کنند به تماشاگر تفهیم می‌شود که قرار است بر ماجراهای بیشتر و پیچیده تری به قضاوت بنشیند تک تک شخصیت‌ها به تفکیک اول در ماجرای اصلی فیلم و دوم در تقابل با یکدیگر و سوم در تقابل با خودشان، باور‌هایشان، عقایدشان، مذهب و اخلاقیات و چهارم و در حالت کلیتر همه آن‌ها با جامعه در گیرند. پیچیدگی‌های داستان با ورود خانواده پرستار حتی به اختلاف طبقاتی و متعاقب آن اختلافات اخلاقی و رفتاری در طبقات متفاوت از یک جامعه نیز نقب می‌زند طبقه روشنفکر که حتی برای دعواهای خانوادگی هم از صدای بلند پرهیز می‌کند حالا در مواجهه با طبقه فرودست دچار مشکل می‌شود و درمی یابد ادبیاتش برای زدن حرفش جوابگو نیست گویی طبقات مختلف جامعه حرف یکدیگر را نمی‌فه‌مند و درک نمی‌کنند و بد‌تر از آن قانون هم بعنوان یک نهاد ناظر و نهایی حرف هیچکدام را نمی‌فهمد گویی همه افراد حاظر در ماجرا قرنهاست که تنها هستند و حرفشان شنیده نمی‌شود فیلم که در سطح روایت به ظاهر ساده است اما از لحاظ روانی، اخلاقی و اجتماعی پیچیده می‌نماید. کارگردان همه این تقابل‌ها و ظرافت‌ها را در قالب خورده روایتهایی در کنار داستان اصلی می‌نشاند و به طور موازی به آن‌ها شکل می‌دهد پرداخت شخصیت‌ها چنان به جا و به اندازه (نه زیاد و نه کم) است که تماشاگر از داستان اصلی نه تنها دور نمی‌شود بلکه با کنجکاوی به تماشای خورده داستانک‌ها و ظرافت‌ها می‌نشیند و در می‌یابد که برای قضاوت بایستی تمام جوانب را بررسی کند و به اصطلاح زود به قاضی نرود تا حداقل او بتواند حق را به حقدار بدهد کارگردان به طرز قابل توجه‌ای طرف هیچکس را نمی‌گیرد حتی در مقابل به همه اشان در آن واحد به یک اندازه حق می‌دهد آن‌ها همه در دام غرور، وجدان، اخلاق، مذهب، پول و شرافت گرفتارند فیلم کاملا قضاوت را بر عهده مخاطب می‌گذارد و این نگاه بی‌طرف را از‌‌ همان سکانس ابتدایی وقتی که نادر و سیمین را رو به دوربین و شما را درنقش قاضی رو به آن‌ها می‌نشاند می‌سازد و تا پایان هم حفظش می‌کند حتی در آخر هم با آن پایان باز و ظریفش قضاوت را به بعد و پس از بیرون آمدن از سالن سینما موکول می‌کند و تماشاگر را با این نکته که هیچکدام از شخصیت‌ها بیگناه نیستند هیچکدام گناهکار هم نیستند می‌توان به همه حق داد می‌توان هم حق نداد به خانه می‌فرستد هنر کارگردان این است که خود را در فیلمش پنهان می‌کند شما در هیچ صحنه‌ای از فیلم یادی از کارگردان نمی‌کنید حتی به او فکر هم نمی‌کنید فیلم از نظر بازنمایی چندین روایت مختلف از یک اتفاق معین کاملا پیچیده و موثر است. بازیهای باور پذیر از تیم بازیگری قوی با استانداردهای کاملا بالا‌تر از سطح فعلی سینمای ایران و نزدیک به سینمای جهانی شامل دو بازیگر کودک و نوجوان و فیلمبرداری روی دست با تصاویری دقیق و خودمانی (فیلم در سرتاسرش فاقد لانگ شات است که این کاملا باعث می‌شود تماشاگر غرق در فیلم شود و خود را مابین شخصیت‌ها و داستان ببیند و از این بابت به هدفش کاملا نایل می‌آید) بی‌آنکه ذره‌ای پر تحرک جلوه کند کمک می‌کند بر فیلم مهر تائید زده شود و در سرزمینهای گوناگون به رسمیت شناخته شود و قدر ببیند فیلم جدایی نادر از سیمین واکاوی موقعیتی تراژیک و تلاش برای نمایش بحرانهای اخلاقی و اجتماعیست و در بیان آنچه که قصدش را دارد موفق عمل کرده است و از این بابت فیلم بسیار خوبی محسوب می‌شود.




پرداخت الکترونیکی با استفاده از فن آوری اتصال برد کوتاه

تجارت الکترونیک در حال ورود به عرصه جدیدیست سرویس پرداخت الکترونیکی با استفاده از فن اوری NFC (اتصال با برد کوتاه) این قدرت را خواهد داشت تا پول نقد را از جیبهایمان خارج کند و جای خود را به یک چیپ الکترونیکی و نرم افزار مربوطه بدهد البته هنوز تا همه گیرشدن و اجرای تمام و کمال این تکنولوژی راه زیادی مونده ولی خب چیزی که مسلمه اینه که سرعت رشد تلنولوژی غیر قابل مهار مینماید و این سرویس هم مثل بقیه سرویسهای فناوری اطلاعات به سرعت جا خواهد افتاد.یکی از شرکت های مبدع و پیشرو و پیگیر در این زمینه شرکتیه که این روزها همه جا اسمش شنیده میشه از جستجوی در اینترنت بگیر تا شبکه های اجتماعی و سرویسهای آنلاین ابری و تلفنهای همراه و حتی کار بر روی اتومبیلهای بدون سرنشین و آبجو!بله گوگل یکی از پیشروترین ها در زمینه پرداخت الکترونیکی با استفاده از فن آوری اتصال با برد کوتاه است گوگل با راه اندازی سرویس google wallet یا همان کیف پول گوگل و پشتیبانی از NFC در تلفن های همراه پلتفرم اندرویدش و حتی مذاکره با شرکت های ارایه دهنده کارت های اعتباری مثل مستر کارت و ویزا و ... برای پشتیبانیشون از این سرویس به سرعت در حال جا انداختن و عمومی کردن این فناوری است.کیف پول گوگل درواقع یک اپلیکیشن طراحی شده برای گوشی های مجهز به اندروید است این نرم افزار امکان این را میدهد که کاربر نسخه مجازی کارتهای اعتباری خود را در تلفن همراهش داشته باشد و در هنگام خرید با نزدیک کردن گوشی موبایل به پایانه های فروشگاهی دارای NFC پول پرداخت کند اینجوری دیگه نیاز به حمل پول نقد و حتی کارتهای اعتباری مختلف نخواهیم داشت این سرویس قادر است که اطلاعات هزاران کارت اعتباری مختلف.کارتهای عضویت.کارتهای هدیه.رسیدها.بلیطها.کارتهای پرواز و همچنین کارت کلیدهای مختلف رو در خودش جا بدهد ضمن اینکه در این سرویس علاوه بر کارتهای اعتباری بانکی میتوان از کارت اعتباری خود گوگلgoogle perepaid cardکه برای همین منظور طراحی شده نیز استفاده کرد در حقیقت کاربر میتونه کارت اعتباری گوگل خودش رو از طریق بقیه کارتهای اعتباری و حسابهای بانکیش شارژ کنه البته کارت اعتباری گوگل کاملا مجازیه و هیچگونه کارت اعتباری پلاستیکی ای در کار نخواهد بود(اینجوری علاوی بر حذف حمل پول و کارت اعتباری خود کارت اعتباری هم حذف خواهد شد)در ضمن با استفاده از سرویس پیشنهادات گوگلgoogle offers که با کیف پول الکترونیکی آن کاملا سازگار است میتوان از حراجها و تخفیفات ویژه ای که برای کالاها ارایه میشود مطلع شد و درصورت تمایل اقدام به خرید کرد همچنین میتوان به واسطه استفاده از نسخه مجازی کارتهای عضویت فروشگاهها و مراکز مختلف که در کیف پول گوگل ذخیره شده اند در هنگام خرید تخفیف ویژه یا امتیاز گرفت.گوگل به مناسبت راه اندازی این سرویس کارتهای اعتباری مجازی خودش رو برای مدت محدودی با ده دلار اعتبار اولیه رایگان ارایه مینماید.




اسکیمر سرویس اجتماعی آنلاینی برای ثبت برنامه های شخصی


گوگل دو روزه از سرويس جديدش كه اسكيمر اسمش هست رونمايي كرده اين سرويس در واقع يه نوع شبكه اجتماعيه كه ميتوني كارهاي در دست اقدامت رو كه قصد داري انجام بدي و يا حتي كارهايي كه آرزوي انجامشون رو داري توي پروفايلت ثبت كني همينطور بقيه اعضا ميتونن با دنبال كردن اون كار خاصي كه ثبت كردي نشون بدن كه اونها هم مثل شما تصميم دارن اونكار رو انجام بدن يا بگن كه اونكار رو قبلا انجام دادن اينجوري ميشه متوجه بشي كه چه كساني مثل تو قصد انجام كار مورد نظر رو دارند قضيه وقتي جالب تر ميشه كه شما شهر محل سكونتتون رو توي پروفايلتون ثبت كنيد و اينجوري افرادي رو كه توي شهر يا محلتون با شما در انجام دادن كاري هم راي هستند يا به قول خودموني پايه اونكار هستن رو بشناسيد و حتي قرار بزاريد و با هم اونكار رو انجام بدين مثلا ميتونين بگين من جمعه صبح ساعت ده ميخوام برم كوه . بعدش بقيه همشهري ها هم ممكنه با شما پايه بشن و جمعه صبح يهو ببينين كه كلي آدم با شما پاشدن اومدن كوه :) چرا كه نه :). مطمئنا بعد از افزايش تعداد كاربراي اسكيمر و پشتيباني از تموم كشورها و شهرهاي دنيا فضاي خيلي رويايي و مفيدي بوجود خواهد اومد البته اين سرويس در مرحله بتا هستش هنوز و براي عضويت احتياج به دعوتنامه هست.البته براي عضويت ميشه در سايت ثبت نام كرد و در اولويت  ورود  قرار گرفت. 
همچنین ميتونيد از طریق لینک زیر که دعوتنامه ای از طرف پروفایل من هستش در اسکیمر رجیستر کنید.بجنبید ظرفیتش محدوده از طریق این لینک فقط به بیست نفر ویزای ورود میدن

google+



فکرش رو بکنین در آینده همه خدمات گوگل و یا حتی بعضیاش با این جی پلاس کاملا سینک بشه امکاناتی مثل پیکاسا،یوتیوب،گوگل ترانسلیت، گوگل مپ، گوگل بوک،لاتیتیود،تالک،گوگل ریدر،کروم،اندروید،گوگل داکس،گوگل شاپ،گوگل دسکتاپ،گوگل تولبار،گوگل وویس،گوگل کلندر،بلاگر..... و و و گوگل از همین الان آلریدی کلی برگ برنده داره که میتونه یکی یکی رو کنه تازه بگذریم از نوآوریهای روز افزون گوگل...همون اندروید و در اختیار گرفتنه بیشترین سهم بازار تلفنهای همراه که به زودی رقم خواهد خورد کافیه واسش که کسی حتی به گرد پاش هم نرسه...........واااای عمق ماجرا خیلی تکان دهندست وقتی کمی فقط کمی به استراتزی های گوگل فکر بکنی. دوستان من نظرم اینه که گوگل آینده دنیای مجازی و اینترنت رو به نام خودش سند خواهد زد سفت بشینین که از گوگل بسیاااار بیشتر از اینهایی که تا حالا دیده و شنیده اید خواهید دید و خواهید شنید...

WEARING THE INSIDE OUT


اونموقع ها قدیما که از سی دی خبری نبود و کاست حرف اول و آخر و توی دنیای موسیقی میزد یه کاست 90 دقیقه ای گزیده ای از سه آلبوم دیوار،ضربه نهایی و ناقوس جدایی از پینک فلوید توسط دوست عزیزی بدستم رسید توی اون زمان که دنیا دیجیتال نشده بود و آنالوگ حکم میراند و چون اینترنتی هم نبود که فرت و فرت بشینی هرچی میخوای دانلود بنمایی طبعا دسترسی به موزیک اورجینال اینجوری مثل الان نبود که همه فوول آلبوم هر خواننده اون سر دنیایی رو در هاردهای اکسترنال چندین گیگا بایتی خودشون اینور و اونور ببرن  همچین چیزی گنج گرانبهایی محسوب میشد واسه خودش چون کسی موزیک نداشت و اگه هم کسی پیدا میشد که داشت به کسی نمیداد.خلاصه من با این گنج گرانبها نشستم کنار پلیر و اولین آهنگی هم که گوش دادم

The Fletcher Memorial Home

از آلبوم ضربه نهایی

the final cut

بود و همه چیز شروع شد در ثانیه یکم آهنگ ووکال راجر واترز بود که میگفت

Take all your overgrown infants away somewhere

در همون ابتدا کاملا جذب صدای راجر واترز شدم ووکال توی این آهنگ به شدت گیرا،پرطنین و مرموزه و موزیک در عین سادگی فوق العاده و اعجاب آوره...و بله کار خودش رو کرد البته تا اون زمان هم موزیک خیلی گوش داده بودم اما خب این با هر صدایی که تا اون روز شنیده بودم فرق داشت...فهمیدم که با یه چیز معمولی روبرو نیستم و حسابی گوشام رو تیز کردم

Safe in the permanent gaze of a cold glass eye
With their favorite toys
They'll be good girls and boys
In the Fletcher Memorial Home for colonial
Wasters of life and limb.

و بعد آهنگ بعدی در من انقلابی به راه انداخت و کارم رو ساخت مسخ شده بودم درونم داشت میجوشید با چیزی روبرو شده بودم که تا به اونروز تجربه نکرده بودم و این

Wearing The Inside Out

بود که با اون ساکسیفون ابتدای آهنگ از دیک پری و فضا سازی عالی و همینطور ووکال نرم و روون دیوید گیلمور تونست من رو زیر و رو کنه

I murmured a vow of silence and now
I don't even hear when I think aloud
Extinguished by light I turn on the night
Wear its darkness with an empty smile
I'm creeping back to life
My nervous system all away
I'm wearing the inside out

و بعدی و بعدی و بعدی بله یادمه که یک هفته تمام  یک بند از هر فرصتی برای گوش دادن این کاست استفاده میکردم حتی شبها هم بیخیالش نمیشدم و با هدفون گیر میدادم بهش انگار که گمشده خودم رو پیدا کرده بودم،در سن و سال یه پسر بچه تازه دبیرستانی شده آشنایی با پینک فلوید و موسیقی اعجاز گونه اش مثل ورود به دنیای آلیس در سرزمین عجایب بود و کلی اسرار آمیز و مفید البته...و بعدش اینجوری شد که دیگه من عاشق پینک فلوید شده بودم و بعدها هم که متن ترانه ها رو فهمیدم و با مضامین و معانی عمیق اشعار روبرو شدم این عشق ابدی شد و کلا مسیر علایق من به موسیقی و حتی به جرات میتونم بگم به همه چیز رو حال و هوای دیگه ای بخشید حتی بعدش که دیگه موسیقی رو حرفه ای گوش میدادم و به قول معروف خوره موزیک ارجینال اونم در انواع و اقسام سبکها و زیر شاخه ها شده بودم و گروههای موسیقی زیادی رو میشناختم و حتی دوستشون داشتم و دارم اما همیشه پینک فلوید برایم معنی دیگری داشته و در بالاترین جایگاه قرار داره . هنوز هم بعد از سالها آهنگ زیر و رو شدن میتونه من رو زیر و رو کنه و همچنان پینک فلوید واسم به روز و دوست داشتنیه دیگه مگه آدم از یه موسیقی چی میخواد پینک فلوید همه چیز به من داد حتی بیشتر از موسیقی

Look at him now
He's paler somehow
But he's coming round
He's starting to choke
It's been so long since he spoke
Well he can have the words right from my mouth
And with these words I can see
Clear through the clouds that covered me
Just give it time then speak my name
Now we can hear ourselves again...